محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
567
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
انسان پرهيزگار را بدان وسيله توصيف مىكند و مىفرمايد : « وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى . » « 1 » . البتّه قرآن كريم در اين جهت به حدّى پيش مىرود كه مىفرمايد ؛ كسى كه صدقه را مىگيرد ، شخص مستمند نيست ، بلكه خداى سبحان است : « هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ . » « 2 » ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دراينباره تعبير جالبى دارد ، آنجا كه مىفرمايد : « هركه از كسب حلال و درآمد پاك صدقهاى دهد ، خداوند جز مال پاك را نمىپذيرد ، گويى كه آن صدقه را در دست خداى رحمان قرار مىدهد ، خداوند آن صدقه را بالنده مىكند ، همانطورى كه شما فرزند شيرخوار و يا از شير گرفتهتان را تربيت مىكنيد ، تا به قدر كوهى شود . » « 3 » . بنابراين ؛ از مجموع اين نصوص ، تعريف كامل نيّت خوب مطابق مفهوم قرآنى نتيجهگيرى مىشود ؛ و آن حركتى است كه بدان وسيلهء اراده پيروى از هرچه از روى ميل يا به اجبار ، ظاهرى يا باطنى ، تعديل مىشود ، تا اينكه به سمتى روآورد كه فرمان را از او دريافت مىكند . به راستى ارادهء جدايى از مردم و از خود است و پيوستن به مثل اعلى و پاكترين و كاملترين الگو ، يعنى خداى جلّ و علاست . قرآن كريم بر تعداد نصوص معيّنى كه غالبا در عبارات فراگيرى نيامده است ، بسنده نمىكند ، براى اينكه « مثل اعلى » و بالاترين الگو را براى ما مطرح كرده ، بر اين اساس كه او تنها موضوعى است كه بايد انسان او را مقابل چشمانش ، نصب العين خود در هر كارى كه انجام
--> ( 1 ) - ليل ( 92 ) آيههاى 17 - 20 : به زودى باتقواترين مردم از آن ( آتش سوزان ) دور داشته مىشوند ، همان كسى كه مال خود را ( در راه خدا ) مىبخشد تا پاك شود ، و هيچكس را نزد او حق نعمتى نيست تا بخواهد ( بدان وسيله ) او را جزا دهد . بلكه تنها هدفش جلب رضاى پروردگار بزرگ است . ( 2 ) - توبه ( 9 ) آيهء 104 : خداوند توبه را از بندگانش مىپذيرد ، زكات و يا صدقات ديگرى را ( كه به عنوان كفّارهء گناه و تقرّب به پروردگار مىدهند ) نيز خدا مىگيرد ، و خداوند توبهپذير و مهربان است . ( 3 ) - ر ك : موطاء مالك : 2 / 995 ، حديث 1806 ؛ وسائل الشّيعه : 6 / 265 ، حديث 5 ؛ صحيح مسلم : 2 / 702 ، حديث 1014 ؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم : 3 / 90 ، حديث 2267 ؛ امالى طوسى : 458 ؛ الجواهر السّنيه ، شيخ حر عاملى ، ص 355 ؛ سنن ترمذى : 3 / 49 ، حديث 661 ؛ بحار الأنوار : 71 / 410 ، حديث 16 ؛ سنن دارمى : 1 / 485 ، حديث 1675 ؛ سنن كبرى : 2 / 31 ، حديث 2304 ؛ مسند أحمد : 2 / 418 ، حديث 9413 ؛ التّمهيد ابن عبد البرّ : 23 / 172 ، حديث 127 .